احمد بهشتى
319
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
از آن محروم نمىماند . شريفترين چيزىكه به هيولا تعلّق مىگيرد ، نفس ناطقه است . جايز نيست كه نفسهاى ناطقه با بدنها يا بدون بدنها ، بهطور دفعى موجود شوند . بنابراين ، برحسب ادوار و اكوار و به حسب استعدادها ، نفسهاى آدمى طى قرنهاى پىدرپى كمكم موجود مىشوند و به سوى پروردگار خود باز مىگردند . « 1 » مقتضاى آيهء شريفهء إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 2 » همين است كه تمام نفسها ، بازگشت به خداوند داشته باشند . نكته خواجه در پايان توضيحات خود دربارهء قضا و قدر مىفرمايد : و الجواهر العقليّة و ما معها موجودة في القضاء و القدر مرّة واحدة باعتبارين ، و الجسمانيّة و ما معها موجودة فيهما مرّتين ؛ « 3 » جواهر عقلى و هرچه با آنهاست ، يكبار در قضا و قدر به دو اعتبار موجودند و صور جسمانى و هرچه با آنهاست ، دو بار در قضا و قدر ، موجودند . حكيم سبزوارى در توضيح كلام خواجه و توجيه آن ، مىگويد : مقصود اين است كه همهء جواهر عقلى در علم بارى تعالى به نحو اجمال موجودند و همين ، قضاست و چون اين علم اجمالى عين كشف تفصيلى است ، قدر است . . . اينكه وجود جواهر عقلى در قضا و قدر ، يك بار است ، براى اين است كه تفاوت ميان مجمل و مفصّل ، در نحوهء ادراك است ، نه به مدرك . و اما صور جسمانى هم در قضا به وجود اجمالى موجودند و هم در قدر ، به وجود تفصيلى . « 4 »
--> ( 1 ) . ر . ك : التلويحات ، پژوهشگاه علوم انسانى 1380 تهران ، ص 76 ؛ تصحيح هانرى كربن . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 56 . ( 3 ) . الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص 317 . ( 4 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليّه ، ج 7 ، ص 75 - 76 .